تفکرات بلند بلند

تفکری در باب هویت_-فقط اگه خدا کمک کنه-_

تفکرات بلند بلند

تفکری در باب هویت_-فقط اگه خدا کمک کنه-_

خواستم بگویم کیستم و کجایم؛ دیدم اصلا مهم نیست، مهم اینست که او هست.
خواستم بگویم چه کاره ام و چه کرده ام؛ دیدم هیچ نکرده ام، هرچه کرده او کرده.
خواستم بگویم . . .
چه بگویم؟
اصلا چرا بگویم؟
هرچه بود گفتیم و حال اوست که باید بر کشته هایمان باران رحمت بباراند.
فقط یک دغدغه
هویت، گمشده امروز بشریت؛
شاید به زعم من
دعابفرمایید

طبقه بندی موضوعی

آخرین نظرات

  • ۲۴ دی ۹۲، ۲۳:۴۰ - مصطفی گرجی
    تندرو

پیوندهای روزانه

آه ای شهیدان شرمنده ایم. خیلی کم کاری کرده ایم. دیگر کسی قدر خون شما را نمی داند. بیشتر رفقایم سیگاری هستند و همه ارزشهای والای شما را دود کرده اند فرستاده اند هوا!

آه و صد فغان! ای شهدا شرمنده ایم. خیلی بد بختیم بعد از شما. خیلی وقت است دیگر خواهران زینبی نیستند و بد حجاب شده اند! یک چیزی می گویم شهدا جان قول بدهید سکته نکنید، چند وقت پیش دختری را دیدم که با لباس چسبان به دانشگاه آمد. وای که اسلام و آرمانهایتان ...

این مزخرفات دیگر چیست؟

می گویم مزخرف چون  تنها واژه ای که می تواند نظرم را تامین کند همین است. مزخرف به ظرفی طلایی گفته می شود که تو خالی است. آری تو خالی. این حرفایی که صد تایشان یک غاز ارزش ندارد و تبدیل به  اپیدمی هم شده، اول و آخرش  هم به این درد می خورد که چند نفری (چند نفر!) اشکی بریزند و بعدش! نمی دانم، درونش خالی است. تهی از معنا و بی هدف است. پس مزخرف است.

شهدا رفتند و فیض خود بردند. وظیفه شان را به نحو احسنت انجام دادند، راضیه و مرضیه الهی شدند و در حال حاضر هم  با کیف تمام و در بهترین وضعیت ممکن عند ربهم یرزقونند.

ما چه کاره ایم؟

وظیفه ما چیست؟

بنشینیم و آه و فغان و گریه و حسرت و اندوه!

هیهات که اگر خود شهدا بودند لعن و نفرینشان ، بلکه نهیب و ناسزایشان  بر ما مرثیه سرایان بود. مگر عمر سعد ملعون برای اباعبدلله حسین گریه نکرد؟ مگر همین ملعون بلافاصله بعد از اتمام گریه اش (نقل متفاوت است بعضی گویند که در حالی که گریان بود) دستور نداد که اسبان را نعل تازه زنند و... واژه  جذاب و پر کار برد منافق به گوشتان خورده است؟ حتما خورده است! اگر خورده است و هنوز کاری نکرده اید این بشارت را به شما دهم که شما هم به این فیض اکمل نایل شده اید! مگر عمر سعدی که بر سالار شهیدان گریه کرد منافق نبود. این را من نمی گویم ، ابولفضل العباس (ع) چنین گفت. زمانی  که اذن میدان از سرور و برادرش می خواست این طور گفت: " برادر جان اذن ده تا به کارزار روم ! می خواهم انتقام خون شهیدان را از منافقان بگیرم."  شما انتقام خون شهیدان را از که می خواهی بگیرید؟

سید جوانان اهل بهشت با منافقان چه کرد؟ غیر از شمشیرش سزای منافقان شد؟ اگر منافق باشی سزایت شمشیر است. به عبارت دقیق تر اگر در وقت مقتضی کار درست را انجام ندهی نباید منتظر چیزی به جز شمشیر امام زمانت باشی.  چه کرده ای که شایسته شمشیر امامت نباشی.

بنده خیلی چیز ها را نمیدانم اما خوب می دانم که نباید بنشینم. نباید اسوده باشم. نباید حتی بخوابم.  باید به پا خیزم . باید جهاد کنم. آقا فرمودند که جنگ است. فرمودند که جنگ ،جنگ اراده هاست. اگر آه و فغانمان سبب پولادین شدن اراده هاست بس بسوزید و بسوزید و بسوزید. اما اگر بهانه تنبلی و بی خردی و بی برنامه بودن است، بدانید که لایق ترین افراد به شمشیر امام زمانتان هستید. فکر نکنم که بشود نسخه واحد برای همه نوشت. فقط همین را بدانید که اگر خالص کار کنید خدا هم راه را نشان می دهد که:

والذین جاهدو فینا و لنهدینهم سبلنا

والسلام

امضا محفوظ

....................................

پ.ن: این متن درست یکسال پیش از این در اولین سالگرد تدفین شهدای دانشگاهمان تحت عنــــــوان

"تو منافقی"در وبلاگ قرار داده شده بود، گفتیم بد نیست باز توزیع شود

                                                                      التماس دعا


موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۰/۱۰/۰۴
امضا محفوظ

نظرات  (۱)

۰۴ دی ۹۰ ، ۱۱:۲۸ سید محمدرضا
اما ای شهید گمنام باهمه تفاوت هامان در یک چیز مشترکیم
تو پلاکت را، نامت را، نفسانیتت را، یک کلام غیر خدا را گم کرده ای
و من, خودم را، هویتم را، راهم را، یک کلام خدا را.
تو گمنام نیستی و هستی
نیستی از آن رو که نامت، یادت و همه وجودت ثبت است بر جریده عالم و خدایی شدی و معبود را با گم نامی تناسبی نیست.
و گم نامی، میان ما که گم شدیم در کوچه پس کوچه های قیل و قال نفسانیت و هوس ها و آمال دور و دراز
راستی چه شد که گم کردی نامت را و سال های سال تنها ماندی زیر خاک
پلاکت را گم کردی یا از عظمت نظر به وجه الله، خودت را فراموش کردی و کلام «یا لیتنی لم اخلق محمدا» را به عمل مفسر شدی؟

http://tuba-mohebat.blogfa.com/post-144.aspx

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی