تفکرات بلند بلند

تفکری در باب هویت_-فقط اگه خدا کمک کنه-_

تفکرات بلند بلند

تفکری در باب هویت_-فقط اگه خدا کمک کنه-_

خواستم بگویم کیستم و کجایم؛ دیدم اصلا مهم نیست، مهم اینست که او هست.
خواستم بگویم چه کاره ام و چه کرده ام؛ دیدم هیچ نکرده ام، هرچه کرده او کرده.
خواستم بگویم . . .
چه بگویم؟
اصلا چرا بگویم؟
هرچه بود گفتیم و حال اوست که باید بر کشته هایمان باران رحمت بباراند.
فقط یک دغدغه
هویت، گمشده امروز بشریت؛
شاید به زعم من
دعابفرمایید

طبقه بندی موضوعی

آخرین نظرات

  • ۲۴ دی ۹۲، ۲۳:۴۰ - مصطفی گرجی
    تندرو

پیوندهای روزانه

۴ مطلب در ارديبهشت ۱۳۸۹ ثبت شده است

من یک دانشجو هستم!

نه رسالتی عظیم بر دوش دارم و نه چشم امید بزرگان به من است

من یک دانشجو هستم!

فقط باید حفظ کنم .همه چیزهای بی ارزش را باید طوطی وار حفظ کنم تا شاید مورد خوشایند استاد واقع شود و نمره ی قبولی را بگیرم.دهی ،دوازدهی!!

من یک دانشجو هستم!

اصلا به من ربطی ندارد که در عالم چه خبر است.به من هیچ ارتباطی ندارد که ایسم های مختلف چه دارند به سر بشریت می آورند.هیچ ربطی به من ندارد که کلا جهانبینی یعنی چه؟

من یک دانشجو هستم!

تنها دغدغه من این است که چند روز مانده تا پایان ترم و کی باید به سراغ استاد بروم .کی درسم تمام می شود و به دنبال بزگترین مشکلاتم میروم. ازدواج و مسکن !

من یک دانشجو هستم!

دین و مذهب را در کنج خانه بایگانی کرده ام وفقط نمازی می خوانم و روزه ای می گیرم.کاری ندارم که خداوند در قرآن امر کرده نماز به پا دارید.نفرموده بخوانید.

من یک دانشجو هستم!

کارم گرفتن ایراد از همه است و اصلا برایم مهم نیست که اشتباهات خودم  چیست و چگونه باید برطرف شود.

من یک دانشجو هستم !

به من چه ربطی دارد که یشریت چه می کشد و به کجا می رود.من  مشکل کنونیم جز غذای سلف و بدی خوابگاه نیست

من یک دانشجو هستم!

بصیرت و مطالعه برایم واژهایی نا آشناست .من که حال این کار ها را ندارم

من یک دانشجو هستم . فقط یک دانشجو هستم ! ! !...

...........همین..........

امضامحفوظ

۱۷ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ ارديبهشت ۸۹ ، ۱۸:۵۴
امضا محفوظ

همیشه ایام فاطمیه که میشه دلم یه جوری میشه.

تا حال مادرتون چیزیش شده؟

مادر عالم رو با بی ادبی گستاخی زدند و دختر پیغمبر رو شهید کردند

آره شهید کردند واژه ای که خیلی غربیه...شهیده

یکی از دانشکده های دانشگاهمون پیام تسلیت رو با این عبارت شروع کرده بود:عروج ملکوتی ...

آخه بی معرفت تو دیگه چرا کی تا حالا دیده کسی بین در و دیوار همین جوری بمیره که شما بیاین مودبانه بگین عروج ملکوتی

متن درستش اینه:

شهادت بزگ بانوی عالمین را به محضر مولامون تسلیت می گوییم

آقاجون سرت سلامت

امضامحفوظ

۵ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ ارديبهشت ۸۹ ، ۰۹:۴۶
امضا محفوظ

درد دل. . .

دارم میترکم از غم.دلم،آتیش داره .قلبم،داره می زنه بیرون.چرا!!چرا؟ سینم تنگه.نفس بالا نمی یاد.....این چرت و پرت ها چیه دارم می نویسم؟!!! تقصیر خودمه.خود خودم!سنگینش کردم ،نمی دونم چیکار کنم!یعنی می دونما ولی توان انجام دادنش رو ندارم.ضعیفم.بلد نیستم قوی شم.از کجا شروع کنم؟تو کتابا زیاد خوندم که باید روی نفس سرکش پا بذاری،ولی نمی شه،هر دفعه از یه سوراخی ما رو می گزه!می دونی! تا حالا بیش از صد بار عهد کردم روش پا بذلرم ، ولی نمیدونم چرا یه وقتی ،یه جایی ،یه طوری نمی شه!تا حالا هزار بار به خودم گفتم این دفعه دیگه مرد خدا می شم!ولی نمی شه.بعضی وقتها کفر می گم!میگم اگه  نمی شه چون خدا نمی خوادیا اصلا خدا کوش که بخواد.شک می کنم،شک می کنم که آیا اصلا خدایی هست؟البته می دونم که هست ولی فکر می کنم این خدایی که هست همون خداییه که من تو تنهایی هام بهش فکر میکنم؟همون خدایی که می گن پیامبرش محمده(ص) ؟همون خدایی که قرآن رو فرستاده؟می گن قرآن یه معجزست!ولی ما که چیزی  نفهمیدیم.تا حالا!!

تو کتابا یه چیزایی نوشته که علی القاعده باید آدم رو راضی کنه .حرفا با عقل جور در میاد ولی چه کنم ،چه کنم که این دل مست و ملنگ راضی نمی شه.نمی دونم چه کنم ،خداییش تو بد هچلیم !!داره از سرم دود بلند میشه ! بعضی وقتها فکر می کنم به خاطر کنکوره.آره عزیزم کنکور!همون غول بی شاخ و دم !همون که صابونش به تن همه دانش آموزان ایرانی می خوره!قبل تر ها که کوچک تر بودم پشت کنکوری ها رو مسخره می کردم که ایتا کین که چند ساله گیر کنکور افتادن ، اما حالا که خودم موندم پشتش همه تقصیرا افتاده گردن خدا!


امضامحفوظ

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ ارديبهشت ۸۹ ، ۱۷:۲۹
امضا محفوظ

به نام خدا

متنی که مشاهده می فرمایید فرمایشات حضرت بنده هستش توی یک جمع دوستانه.مجری زمانی که می خواست بنده رو دعوت کنه بالای سن که به اصطلاح سخنرانی کنم با شیطنت مخصوصی این طور گفت:"دعوت می کنیم از آقای امضا محفوظ سخنران چپ برنامه امروز .." .

خوب همه می دونستن که اگه من اصولگرا 22 آتیشه نباشم حداقل از عزیزان چپ و راست بالاخص دوستان چپ دل خوشی ندارم(برای طولانی شدن کفتم بالاخص چپ وگرنه راستی ها هم همین طورن).به هر حال رفتم بالا و هر چی قرار بود بگم نگفتم و شروع به ایراد کردن سخنان فسیح زیر نمودم.

راستش خودم از این افاضات خلق الساعه بدم نیومد گفتم مکتوبش کنم شاید برای دوستان هم جالب باشه..

"بسم الله الرحمن الرحیم هست کلید در گنج حکیم

خوب دوست عزیزی که مارو معرفی کردن نمی دونم به چه نیتی به بنده حقیر افتخار موهبت چپ بودن رو عطا فرمودن.اصولا چپ به یک معنی مقابل راست هستش .به عبارت دیگه چپ یعنی کسی که هرچی راست بگه نفی میکنه حتی اگه راستی باشه!!!.

یه معنی دیگه چپ واژگون هستش.می شه این طور برداشت کرد دوستانی که چپ هستن به معنایی چپ کردن و چرخهاشون رفته هوا و دیگه نمی تونن تکون بخورن فقط الکی زور می زنن چرخاشون بچرخه خوب اگه این ملاک باشه تعریف چپ به خیلی ها تعمیم پیدا می کنه بازم حتی اگه راستی باشن!!!.

یه معنی دیگه چپ بر می گرده به سیستم بینایی .به یکسری از کسانی که بیناییشون مشکل داره میگن چپ که البته در بسیاری از اوقات با واژه چول همزمان به کار می ره(چپ و چول).درست مثل زمانی که یه عده از عزیزان مسایل رو چپ دیدن و تو روز نامه های زنجیره ایشون دنیا رو چپلو کردن و .. این هم باز یه معنی دیگست که خیلی عمومیت داره.یعنی هر کی نتونه درست واقعیت رو ببینه چپه حتی اگه راستی باشه!!!.

یه زمانی هم هستش که عده ای از عزیزان هر سه خاصیت رو دارن.یعنی چی؟ یعنی اینکه کلا با راست مخالفن(1) ، چپ کردن و چر خاشون هواست(2) و بالاخره همه چیز رو چپکی می بینن(3) که یحتمل منظور از یک فرد چپی کسی هستش که هر سه ویژگی  رو داشته باشه ولی خوب باز هم خیلی از راستی ها هستن که هم چرخشون هواست و هم چپ کردن و هم همه چیز رو چپکی می بینن !!!.

خوب از صغری های بالا معلوم شد که: آقا چپ و راست کیلو چنده؟ اصولا هرکی که ویژگی های بیان شده رو داشته باشه  اصلا به درد مملکت و مملکت داری نمی خوره فقط می تونه اگه مدتی مثلا رییس جمهوری ، وزیری ،رییس مجلسی  چیزی شد بیاد و به خود و خانوادش و نهایتا به رفیقاش که اونا هم همگی با راست و راستی مشکل دارن اولا  ، چرخهاشون هواست ثانیا ودرنهایت چپ و چول هستن یه حالی بده و بره پی کارش.بعدش هم بیاد و گرد و خاک کنه و بخواد انقلاب مخملی راهد بندازه و سر اخربره تو زباله دان تاریخ.(اینجا هم حتی اگه راستی باشد!!!.)

کبری بحث هم از اینجا به بعده.خوب دقت کنید!!

اصولا اگه چپ و راستی با شه که هر کدوم ساز خودشو بزنه مملکت همینطوری مثل چهار پا تو گل می مونه.اگه دوستان کمی از روابط بین بردار ها سر در بیارن میدونن که اگه زاویه بین دو بردار 180 (درست در راستای هم و در جهت مخالف) باشه و نیرو ها هم برابر باشه براین نیرو می شه صفر!مگر اینکه یه نفر بیاد سر این دوتا نیرو رو بگیره و بیارشون تو یه راستا و یه جهت .اون وقته که دو تا نیرو با هم می شن یه نیرو و توان اجرایی 2 برابر  حرکت به سمت پیشرفت و عدالت رو هر چه سریعتر می کنه!

حالامن سوال میکنم.

 به نظر شما کی باید سر این دو ارازل رو جمع کنه؟

اصلا کی تا حالا سر این افاضل رو جمع می کرده؟

والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته

لازم به توضیح است که به خاطر تشویق ها و فحشهای بی دریغ حضار همین یه ذره حرف نیم ساعتی طول کشید

امضا محفوظ

۴ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۸ ارديبهشت ۸۹ ، ۰۹:۵۹
امضا محفوظ