تفکرات بلند بلند

تفکری در باب هویت_-فقط اگه خدا کمک کنه-_

تفکرات بلند بلند

تفکری در باب هویت_-فقط اگه خدا کمک کنه-_

خواستم بگویم کیستم و کجایم؛ دیدم اصلا مهم نیست، مهم اینست که او هست.
خواستم بگویم چه کاره ام و چه کرده ام؛ دیدم هیچ نکرده ام، هرچه کرده او کرده.
خواستم بگویم . . .
چه بگویم؟
اصلا چرا بگویم؟
هرچه بود گفتیم و حال اوست که باید بر کشته هایمان باران رحمت بباراند.
فقط یک دغدغه
هویت، گمشده امروز بشریت؛
شاید به زعم من
دعابفرمایید

طبقه بندی موضوعی

آخرین نظرات

  • ۲۴ دی ۹۲، ۲۳:۴۰ - مصطفی گرجی
    تندرو

پیوندهای روزانه

۸ مطلب در فروردين ۱۳۹۱ ثبت شده است

سحر با باد می گفتم حدیث آرزو مندی که نا گاه سحرم هاتف میخانه به دولتخواهی ، گفت: بازآی که دیرینه‌ی این درگاهی

............................

صبا وقت سحر بویی ز زلف یار می‌آرد
دل شوریده‌ی ما را به بو در کار می‌آرد

امضامحفوظ

...........................

‍پ.ن:خبری در راه است

ب.ن: اخر همه سفر ها . . .

۹ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ فروردين ۹۱ ، ۰۱:۰۲
امضا محفوظ
http://www.aparat.com/v/ec771342d0baefdbab9b96303e7ea76777979
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ فروردين ۹۱ ، ۰۲:۴۵
امضا محفوظ


  خیلی کم اند اثاری از جنس هنر که در دنیای ماشینی امروز سر به خباثت ابتذال فرود نیاورده باشند.

خیانت ، فساد، خشونت، قتل، غارت و هرزگی تبدیل به ویژگی های تولیدات فرهنگی عصر ما شده است و متاسفانه در ایران هم این طور است، تا حدودی

اما هستند معدود متعهدینی که دلشان برای سرنوشت بشریت می سوزد سعی دارند ارزشها را زنده نگاه دارند.

امضامحفوظ

..........................................................................

پ.ن: کلیپی است از ماهر زین خواننده لبنانی الاصل که بر خلاف جریان رایج اثار هنری در غرب به سنت رسول الله و تحکیم بنیان خانواده کمر بسته است. ویدئو های دیگر این خواننده را هم توصیه می کنم

ب.ن: چند نفر در کشور ما با این دید به تولید اثار هنری و رسانه ای می پردازند؟

۱۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ فروردين ۹۱ ، ۲۲:۵۱
امضا محفوظ
چند وقت قبل مطلبی درباره تخصص در رسانه رفته بودیم .مقاله ای درباره نقد فیلم می خواندم اندیشیدم که اگر این مطالب باز پخش شود و دوستان ما هم مطالعه بفرمایند این امید است که از دست نقدهای آب دوغ خیاری بعضی دلسوزان جبهه فرهنگی انقلاب آسوده شویم. برای مطالعه به ادامه مطلب مراجعه نمایید.

امضامحفوظ

۴ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ فروردين ۹۱ ، ۱۲:۳۰
امضا محفوظ

  نکته ای در باب قلاده های طلا

هر کسی که وارد سینما می شود تا قلاده های طلا را ببیند یک تحلیل سیاسی را برای خودش پیش فرض می گیرد چه حزب اللهیش چه غیر حزب اللهیش اما وقتی از سینما بیرون می آید به یک جمع بندی بر اساس وقایع می رسند و به نوعی به پشت صحنه اتفاقات پی می برد . این فیلم از این جهت یک روشنگری و ثبت تاریخی است.

امضامحفوظ

..........................................

پ.ن:پیشتر گفته بودم که با دیدن فیلم "قلاده های طلا" حتما نظرتان عوض خواهد شد. بعضا می گفتند که مگر تو نظر ما را می دانی که می گویی عوض می شود!

ک.ن: این نوشته دست پخت همان "تهیه کننده ای بی رحم و شلخته" که در لینک های وبلاگمان است

۵ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۴ فروردين ۹۱ ، ۲۱:۴۰
امضا محفوظ
عزیزان؛

       اگر در روز طبیعت از شر دنیای تکنولوژیک و تمدن ماشینی امروز به دامان طبیعت پناه بردید،

                  لطفا پس از خوردن درختان و گاز گرفتن طبیعت دندانهایتان را مسواک بزنید

                                                              باتشکر

امضامحفوظ

.........................................................

۷ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ فروردين ۹۱ ، ۱۸:۳۹
امضا محفوظ
فکر کنم بیشتر دوستانی که به وبلاگ حقیر سر می زنند باید از ما جرا های اکران های نوروزی . گشت ارشاد و خصوصی و در وری و چرت و پرت و . . . با خبر باشند.

آنهایی هم که نمیدانند جریان چیست همین قدر بدانند که یک اشتباهی صورت گرفته بود و قرار شده بود که در عوض گرفتن وقت مردم شریف و شهید پرور وقتشان در سینما ها اندیشه و اعتقادات  و خیالاتشان تخریب شود که خوش بختانه در اقدامی به موقع مسولینی تصمیم گرفتند که جلوی این خطیئه ی عظیم گرفته شود.

عجیب ماجرا اینجاست که کسانی که تا خرتناق اسیر رانت و بی قانونی اند امروز نامه نگار و بیانیه نویس و ازادی خواه شده اند و سر برآورده اند که ای داد بی داد قانون از بین رفت و بی قانونی حاکم شد و سینما نابود گشت و از فردا باید جیره خور هالیوود شویم.

چند نکته خطاب به این به اصطلاح سینما دانان هیچ چیز ندان:

اولا مگر الان ما جیره خوار پدر حضرات هستیم که اگر ایشان را از جریان امور سینمایی بیرون بیندازند ما باید جیره خور هالیوود شویم. به جان عزیزم اگر در این سینمایی که امثال "م.ح.ف.ب" که قبل از انقلاب در خانه تلویزیزن هم نداشته و یا آن عزیز ریش بلند"س.س" صاحبانش هستند را گل بگیریم و و خدای نکرده فیلم ها غیر اخلاقی و خاک بر سری امریکایی اصل با کیفیت HD در سینما پخش کنیم خیلی بهتر است و کمتر بد آموزی خواهد داشت. حداقلش آن است که مخاطب می داند می خواهد فیلم خاک بر سری ببیند و می بیند.

دوما خطاب به همین هایی که در پناه این غوغای جدید به دنبال احیای صنعت سینمایند؛ آن زمانی که شما سینما ، این سیمرغ پران عرصه رسانه را در حد صنف بغال و لوله کش و تخلیه چاه تنزل دادید سینما چیزی اش نشد و امروز که به حق قرار است از حریم و حیا و عفت و اخلاق در جامعه دفاع شود سینما مورد تعرض قرار گرفته و افرادی که همه هستشان را از شکاف های ارشاد و دیگر سازمانهای پول افشان سینمایی جمع کرده اند منافعشان در خطر قرار گرفته سینما ورشکست خواهد شد و امنیت اجتماعی تهدید می شود.

سوما . . .

"زندگی خصوصی " یک فیلمفارسی بسیار مبتذل است که زیر لوای شعر و شعارهای سیاسی ، همه ضعف فرم و محتوای خود را پنهان می سازد. آن نماهای سوپر اکستریم کلوزآپ ( یا به قولی "دماغ شات " و " لب و دهن شات" ! ) که بدون هرگونه توجیه دراماتیک یا ساختاری در یک سکانس، مدام به یکدیگر کات می خورند و از هرگونه نماهای با اندازه واسط ، بی بهره هستند ، برای بی دانشی فیلمساز ( که البته بیش از این نیز از وی انتظار نمی رفت ) کفایت می کند و ایضا برای کج سلیقگی مسئولان جشنواره فیلم فجر در گنجاندن چنین اثر ماقبل آماتوری برای بخش مسابقه سینمای ایران!!*

فیلم "گشت ارشاد" همچنان از گرایشات مسبوق به سابقه کارگردان به فیلمفارسی رنج می برد و در ترکیب با توهمات سیاسی/اجتماعی وی به یک فیلمفارسی بی هویت بدل شده است. در واقع خود فیلمساز نیز با نمایش عکس بهروز وثوقی در فیلم "کندو" بر تابلوی کائنات(که تعبیر و مفهوم خاصی در فیلم دارد) بر این شبهه فیلمفارسی، مهر تایید می زند. متاسفانه علیرغم همه این دلبستگی و وادادگی ، فیلمساز به هیچ وجه حتی به ساختار سینمایی همان فیلم "کندو" نیز نمی تواند برسد و در میانه شعار و قیصر و گنج قارون و ...می ماند! اجرای بسیار ضعیف سکانس ماقبل پایان در آن نمایشگاه اتومبیل خود ، نشانگر نزول فیملسازی شده که در آثاری همچون "مردی شبیه باران " و "مردی از جنس بلور " و حتی "سنگ ، کاغذ ، قیچی" از خود هوش و ذوقی نشان داده بود.**

امضامحفوظ

......................

پ.ن: به بهانه ماجرای "گشت ارشاد" و "خصوصی" این چند خط را نوشتم

ب.ن: اگر از متن چیزی دستگیرتان نشد ناراحت نباشید ، این نوشته ها چکیده یک دنیا حرف در عرصه سینما و فرهنگ است که امروز واقعا مثل کودک یتیمی هستند که هر که از راه می رسد به بهانه خدمت بهشان یکی توی سرشان می زند. شاید در آینده مفصل تر درباره این قبیل مسایل بحث شود.

ک.ن:اتقواالله و قولوا قولا سدیدا (خیلی دارند به قلاده ها ظلم میکنند چند سایت خبری بی تقوا مثل "خ.آ" یا "ک.س" یا"س.م" یا "ع.ای" و بقیه شان . صد رحمت به مسیح علینژاد)

آ.ن: از سوما به بعد را نوشتم ولی به نظرم نباید نشرش کرد. این نکته ها تا نهما رفت ولی برنگشت! . . .

*تعبیر استاد مستغاثی از هنر نمایی فرح بخش

**تعبیر استاد مستغاثی از گشت ارشاد

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ فروردين ۹۱ ، ۰۱:۴۵
امضا محفوظ
اصولا با این جمله که چرا باید برویم فلان فیلم را ببینیم زیاد موافق نیستم. دلیلم هم بر می گردد به ماهیت فیلم و سینما. هیچ کس به سینما نمی رود که پای یک بیانیه سیاسی را امضا کند و یا حتی یک چیزی یاد بگیرد. اگر فیلمی خوب باشد حتما باید رفت سینما و از تماشای آن لذت برد. البته این نکته را هم متذکر شوم که اعتقاد راسخ بنده بر این اصل است که سینما یک رسانه ی تاثیر گذار است و حتما برای مخاطب تحفه هایی از جنس معنا و ادراک به همراه دارد که این خود مطلبی است که نوشته ها نیاز دارد. اما نکته ای که در این مقال مد نظر است را می توان اینگونه خلاصه کرد که فیلم هرچقدر هم که پیام و محتوای خوبی داشته باشد !(اگر بشود) ولی از منظر فنی خوب و جذاب نباشد اصلا ارزش دیدن ندارد با عرض معذرت مثل خیلی از اثار کیارستمی و پناهی و این جشنواره ای ساز ها که سر هم فکر نکنم 200 نفر یک فیلم از ایشان را کامل دیده باشند(اشتباه نشود به نظر من اثار این هایی که نام بردم اصلا محتوای خوبی نداشته و ندارند ولی چه کنیم که بعضی در این خیالند).

با این تفاسیر برویم سراغ پدیده این روزهای سینمای ایران اما در ابتدا این نکته عرض شود که در دنیای هر اثری که مورد نقد قرار می گیرد یقینا هم محاسنی دارد و هم معایبی منتها در انتها این منتقد است که نتیجه میگیرد که کدامیک بیشتر است و اثر در چه جایگاهی قرار دارد. با این همه نقد قلاده ها باشد برای بعد.

"قلاده های طلا " در این بی فیلمی سینمای ایران که یک مشت خزعبلات را به اسم فیلم تحویل خلق الله می دهند حقا و انصافا اثری است که می تواند استاندارد های فیلم سازی در ایران را ارتقا بخشد و به جرات می توانم بگویم از معدود فیلم های تاریخ سینمای ایران است که مخاطب را از همان لحظه های ابتدایی به صندلی سینما میخکوب می کند و گذر زمان را در نظر او بی معنی میسازد. اما متاسفانه در میان ما یک ایرادی وجود دارد که به نظرم از رذالت های آن انتلکتوئل هایی است که دشمن قسم خورده ملت ایرانند و آن این است که ما به راحتی درباره هر چیزی نظر می دهیم  حال این چیز می تواند مطلبی باشد که درباره ان تخصص نداریم و یا می تواند موضوعی باشد که اصلا نمی دانیم ان موضوع چیست و از اصل و فرع آن بی خبریم.

در بحث های قبلی هم گفته ام که به نظرم صحبت کردن در باره فیلمی که آن را ندیده ایم حماقتی بلیهانه است ، کاری که این خانم مسیح علینژاد و هم پالگی هایشان همیشه و در هر زمانی و هر موضوعی انجام میدهند. بعضی از دوستان جبهه حزب الله هم یکهو جو گیر می شوند و کاری می کنند شبیه این اراذل که البته نباید.

قلاده های طلا  آنقدر فیلم خوبی هست که من نتوانستم آن را یک بار ببینم! کم پیش می آید به زیارت امام رئوف بروم و دلم رضا شود کاری غیر از زیارت انجام دهم اما این بار رفتیم و فیلم "قلاده های طلا" را در سینما آفریقای مشهد دیدم همین که فیلم تمام شد بلند شدم رفتم و یک بلیط دیگر برای سانس بعد خریدم تا حسابی ازاین تریلر سیاسی – جاسوسی لذت ببرم. اثری که هم داستانی خوب داشت، هم بازی ها فوق العاده بود، هم کارگردانی کم نقص و هم جهت گیری مفهومی عادلانه. مطمئنم هرکسی که این فیلم را ببیند حتما نظرش درباره ابوالقاسم طالبی و فیلمش عوض خواهد شد. چه مخالف و چه موافق. خداییش اگر فیلم را دیدید و نظرتان عوض نشد هر چه دلتان خواست به بنده روا دارید قول می دهم به شرط نداشتن بد آموزی آن را از نظر های وبلاگم حذف نکنم.


امضامحفوظ

................................................

پ.ن:سال نو مبارک

ب.ن:الوعده وفا اما یک یاد داشت درست و حسابی درباره خود قلاده ها اماده است که به زودی ان شاالله نشر خواهد شد

ب.ت.ن:جای شما خالی روز های گذشته ی نوروز خدمت امام رئوف به رسم زیارت ساکن بودیم و البته بی اینترنت که روز اخر فهمیدیم هتلمان وایر لس داشته است!

نکته: چند وقتی است گرفتار یک کاری شدیم شاید بزگرتر از قواره مان ، دعا بفرمایید
۱۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ فروردين ۹۱ ، ۰۱:۳۳
امضا محفوظ