تفکرات بلند بلند

تفکری در باب هویت_-فقط اگه خدا کمک کنه-_

تفکرات بلند بلند

تفکری در باب هویت_-فقط اگه خدا کمک کنه-_

خواستم بگویم کیستم و کجایم؛ دیدم اصلا مهم نیست، مهم اینست که او هست.
خواستم بگویم چه کاره ام و چه کرده ام؛ دیدم هیچ نکرده ام، هرچه کرده او کرده.
خواستم بگویم . . .
چه بگویم؟
اصلا چرا بگویم؟
هرچه بود گفتیم و حال اوست که باید بر کشته هایمان باران رحمت بباراند.
فقط یک دغدغه
هویت، گمشده امروز بشریت؛
شاید به زعم من
دعابفرمایید

طبقه بندی موضوعی

آخرین نظرات

  • ۲۴ دی ۹۲، ۲۳:۴۰ - مصطفی گرجی
    تندرو

پیوندهای روزانه

۸ مطلب در خرداد ۱۳۹۲ ثبت شده است

عمار انقلاب برای رضای خدا و البته به نفع اصولگرایی از رقابت برای رییس جمهور شدن انصراف دادن.

امروز به این عکس افتخار میکنم ٬ توجه بفرمایید نگاه مجری سرشار از محبت و ارادت است.


ادامه مطلب مراجعه شود . . .


۱۷ نظر موافقین ۷ مخالفین ۱ ۲۰ خرداد ۹۲ ، ۱۷:۳۷
امضا محفوظ

برخی گفتند برنامه (مناظره)سرگرم کننده است. من این را هم برای صدا و سیما هنر میدانم. در ارکان صدا و سیما سه هدف بزرگ وجود دارد؛ اول تفریح و سرگرمی، دوم اطلاعات، خبر و آموزش و سوم ارشاد و تربیت


متن فوق اظهار نظر یکی از عوامل مناظره ی کاندیداهای یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری است. ایشان در اظهار نظری شگفت انگیز رسالت اصلی تلویزیون را سرگرمی وتفریح میداند که اگر شد بعد از آن گردش اطلاعات و خبر رسانی و در نهایت اگر مجال و حال بود ارشاد و تربیت هدف سازمان است!

با کمی مداقه در این اظهار نظر و البته بررسی اجمالی برنامه ها و سیاست های حاکم بر رسانه ملی! می شود نگاه حاکم بر این سازمان! را کشف نمود. توسعه غیرمنطقی و شتابزده شبکه ها که سبب کمبود برنامه و پر نمودن آنتن به هر قیمتی میگردد، دنبال نمودن ایجاد سرگرمی صرف و غفلت زایی و میدان دادن به افرادی که کمترین قرابت را با گفتمان انقلاب اسلامی ندارند و کپی برداری های فراوان چه در فرم چه در محتوا از شبکه های خارجی را می توان شاخصه های اصلی فاصله گرفتن رسانه ملی از آنچه که باید باشد، معرفی کرد.

اما تلویزیون جمهوری اسلامی مگر چگونه باید باشد؟

تلویزیون در شان جمهوری اسلامی دانشگاه عمومی است. یعنی هماره سعی بر آگاهی و بیداری انسان در برقراری نسبتش با عالم، دغدغه اصلی برنامه سازان و مدیران رسانه است و البته این مهم در تنافر با رعایت اصل جذابیت در برنامه سازی نخواهد بود. جذابیت باید به عنوان ابزاری برای انتقال هدفی متعالی دستمایه ی رسانه ی جمهوری اسلامی باشد نه به عنوان غایت قصوی تریبون نظام اسلامی. 

شاید فاصله ای که اکنون سازمان! مستقر در جام جم با آنچه بزرگان انقلاب ترسیم کرده اند دارد به دو جهت باشد٬ احتمال اول اینکه این ابزار قدرتمند و تریبون مجانی به دست افرادی بیافتد که یا نسبت به نظام و انقلاب اسلام کینه های بدر و خیبری دارند و یا در حالت بهتر نسبت به اسلام و مبانی انقلاب اسلامی بی تفاوت باشند و برایشان توفیری نداشته باشد که زیر چکمه های لیبرال دموکراسی می چرند یا تحت پرچم اسلام ناب محمدی روزگار میگذرانند.

دومین احتمال زمانی است که متولیان و مدیران رسانه انقلاب از روی ندانم کاری و نا آشنایی با رسانه، آن را تبدیل به سازمان نموده و نگرش های مدیریتی که مثلا بر وزارت راه و یا وزارت نفت حاکم است را بر رسانه ی انقلاب حاکم می کنند و در این احتمال دوم اگرچه سران رسانه شاید دلبسته و علاقمند به انقلاب اسلامی باشند ولی در عمل کار رسانه به دست افراد گروه اول خواهد افتاد و رسانه ملی و انقلابی در چاه مرکب غفلت زایی و عبرت زدایی حتما غرق خواهد شد.

با تفاسیر فوق نشان دادن چند باره مجموعه های بی هویت چون ساختمان پزشکان و یا نشان دادن شوهای تلویزیونی و استفاده بی محابا از موسیقی هایی که روزی خط قرمز بوده اند به راحتی قابل تحلیل است. سازمان دارد هر کاری می کند تا در گیر و دار رقابت نفس گیر با BBC persian  و VOA و manoto  جذابیتی بیشتر از اینان خلق نماید و البته در این رقابت تنها چیزی که فراموش شده اسلام و رسالت رسانه اسلامی است. اینکه هر روز بیشتر از دیروز برنامه های تلویزیون اسلامی شبیه شبکه های معاند می شود گواه روشنی بر این است که جذابیت بدون در نظر گرفتن اصول اصیل اسلامی هدف اصلی برنامه سازان سیما قرار گرفته است و این موجب تولید انبوهی اثار سطحی و بی مایه چون خنده بازار و کمدی های هر شبی و یا سریال های مناسبتی شده است. حتما نشناختن تلویزیون و البته رسانه سبب شده تا مدیران خیال کنند می توانند مفاهیم خوب و اخلاقی را اولا توسط افراد بی مایه و ثانیا در قالبهای ضد دینی و ضد اسلامی انتقال دهند.

برخورد صدا و سیما با یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری هم البته از این اشکالات اساسی که بر سازمان! حاکم است مبری نیست و همگان شاهدند که سازمان! هر کاری می کند تا برنامه های تبلیغاتی کاندیدا ها را جذاب نماید و البته میل شدیدی هم دارد که کل ماجرای انتخابات را بصورت انحصاری در سازمان خلاصه کند که البته این دومی معلول ماهیت انحصارجوی رسانه ای چون تلویزیون است و نمی توان به مدیرانی که تا این حد در برابر این هیولای قرن بیستمی خاضعند ایرادی گرفت. در مواجهه مخاطب و تلویزیون آنچه سبب تاثیر گذاری ارتباط می گردد قبول کردن ولایت رسانه بر مخاطب و البته اذعان به عجز و نادانی توسط خود مخاطب است. به بیان دیگر تلویزیون میشود آن همه چیز دانی که به جمع خانواده وارد شده و اهالی کم اطلاع خانواده هر چه او بگوید می پذیرند و این خصیصه ی این رسانه ی سرکش است.

خصلتهای ماهوی تلویزیون به اضافه ی انباشت سازمان! از انسانهای کم عمق خنده  بازاری می شود آنچه به عنوان مناظره از شبکه اول سیما پخش شد. مناظره ی کاندیدا های ریاست جمهوری زمانی مفید است که موجیات تضارب آرا میان کاندیدا ها را فراهم آورد، در آن هنگام است که مخاطب می تواند از قوه ی تعقل خود استفاده نماید و سره را از ناسره تشخیص دهد. هر چند چنین برنامه ای هم زمانی به انتخاب اصلح توسط مردم می انجامد که تبلیغات سنتی هم چونان گذشته قوت داشته باشد تا رای دهنده بتواند ادعاهای کاندیدا را با افعال و کردار کاندیدا و ستاد هایش مقایسه نماید و به درک و شناختی مناسب برسد. شان رییس جمهور، شان جمهور است. هیچ کس جز ملت و البته ولی امت حق ندارد او را مورد پرسش و جستجو از موضع برتر قرار دهد و یا بخواهد جهل و ایراد او را عریان نماید. خود مردم هستند که باید انتخاب کنند و این تنها مردمند که حق پرسش دارند نه کارشناس نماهای سازمانی که غالب کاری اش خنده بازاری است مملو از توهین و تحقیر و لودگی. 

اتفاقی که در سازمان! افتاده این است که به بهانه هایی چون صرفه جویی و یا آلودگی محیط زیست و خراب شدن فضای بصری شهرها و روستاها سعی شده تا شناخت مردم از کاندیداها تنها از طریق رسانه یاشد. دلایل فوق در نگاه نخست منطقی به نظر می رسند و همین هم مسولان انتخابات و حتی کاندیدا ها را مجاب کرده بصورت حداکثری روی سازمان! حساب باز کنند. اما نکته ای که مغفول می ماند هزینه های چنین رویکردی است. زمانی که ما قبول کنیم همه چیز را به سازمان بسپاریم، حتما موعد مرگ مردم سالاری در نظام اسلامی فرا رسیده و ما وارد دنیای رسانه سالاری و ثروت سالاری و تزویر سالاری خواهیم شد و کمتر کسی است که رمز بقای انقلاب را همین مردمی نداند که امروز دارد به لطایف الحیل دشمنان و با کم دانشی های مدیران به محاق می رود.

رسانه ملی تنها تریبون نظامی است که در دنیای تاریک و سرشار از انانیت نفس عماره باید منادی اسلام نابی باشد که ملت ایران بهترین جوانانش را برای حفظ و اعتلای آن داده است و حتما رسانه ی اسلام ناب محمدی به دست نمی آید مگر با استفاده از ظرفیت های حد اکثری دلبستگان به نظام همراه با تعقل و تدبر. هرگز نمی شود با کسانی که عبودیت خود را برای رییس و حقوق و مرایا به اثبات رسانده اند به مدیوم برنامه سازی اسلامی رسید.

۵ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۲ خرداد ۹۲ ، ۱۷:۲۲
امضا محفوظ

آنگاه که به عملکرد سازمان اقای ضرغامی در تولید اثاری چون خنده بازار و یا سریالهای سخیف بند تنبانی و یا تبلیغات مبتذل که در ایام حماسه انجام می دهد اعتراض میشد جوابشان این بود که مخاطب دوست دارد و باید آنتن را از bbc و voa گرفت و الخ . . . زمانی که باز هم اعتراض میشد که اقایان با این عملکردتان دارید به شعور مخاطب توهین میکنید و شان رسانه ی جمهوری اسلامی تا این حد تغافل زایی و بیهوده گویی و اتلاف وقت مردم نیست باز هم پاسخ این بود :تو چه میدانی bbc چیست!

در همه ی اوقات تصمیم گیران رسانه ملی خود را در بالا و اوج دانش و دانایی فرض مینمایند و مردم و مخاطبان مشتی بیکار فرض مینمایند که کشته مرده ی جلف بازی و باری به هر جهت اند و هماره در خطر استحمار توسط دیگران قرار دارند و چه بهتر که ما ملت را سرگرم نماییم.

در برهه ای که وزارت فخیم علوم و دولت فضای تضارب ارا بصورت منطقی را در دانشگاهها از بین برده است ٬سیمای ضرغامی هم تمام تلاش خود را مینماید تا هرچه بیشتر از عقلانیت و منطق فاصله گیرد. از دولت که انتظاری نیست و الیته به سیمای ضرغامی هم یه صورت مضاغف  امیدی نیست. مثلی است که میگوید: تو بگو با کی دوستی تا من بگم تو کیستی!!!

از رسانه ای که همه اش از لودگی و هرزگی پر شده همه ی تلاش بر غفلت زایی و استحمار مخاطب است چه انتظاری میتوان داشت. صدا و سیمایی می تواند دانشگاه عمومی باشد که اولا از صاحب نظران و نخبگان استفاده نماید و البته هر چه بیشتر از خود رایی و نگاه امنیتی به مردم بپرهیزد و الیته خود را بالاتر از مخاطبش نداند.

زمانی که همه ی عوامل و مدیران سازمان که عبودیتشان نزد امپراتور ضرغامی ثابت کرده هستند٬ دیگر نمی توان انتظار داشت که بیش از خنده بازار که همه اش توهین و استهزا و غفلت زایی با کمترین بهره هنری و تخصصی برای مخاطب باشد.

امپراتوری رسانه جمهوری اسلامی انقدر غرق در روزمرگی شده که غیر از پخش ترانه هایی که زمانی آنسوی خط قرمز ها بوده اند و یا پخش چند باره سریالهای بی مایه ای چون ساختمان پزشکان نمی تواند افق جدیدی را بشناسد چه برسد به انکه بخواهد به ملت فهیم ایران نشان دهد و دانشگاه عمومی باشد.

کمتر کسی است که از اهمیت مناظرات انتخاباتی در تاثیر گذاری بر انتخابات بی خبر باشد. انقدر کارناشناسان سازمان ضرغامی افراد سخیف و سطحی هستند که حتی نمی توانند درک کنند که کسی که قرار است برنامه ی امور ملتی را در چهار سال اینده تشریح نماید ٬‌نمی تواند در عرض کمتر از پنج دقیقه برنامه های اقتصادی خود را تشریح نماید و از ان طنز تر اینکه دیگری در ۹۰ ثانیه باید علاوه بر نقد برنامه رقیب به طرح برنامه خود نیز بپردازد.

سازمان انقدر دلبسته نود و سطحی نگری های مرسوم شده که عملا ۴ ساعت ملت ایران را به سخره گرفته و در پی نمایش نود اقتصادی و فرهنگی و سیاسی است٬ و گریه دار ماجرا اینجاست که داعیه اخلاق هم دارد و هماره بر ان تاکید مینماید. اوج هنر نمایی هزاران ساعت کار کارشناسی مرحله دومی بوده است که مرحوم منوچهر نوذری شبیه آن و بسا بهتر از آن را برای پیدا کردن بنا و یا لوله کش و حتی دانش أموز نمونه سالها پیش اجرا میکرده و البته بسیار سرگرم کننده تر از حیدری اجرا می نموده است.

در سیمای جمهوری اسلامی کسانی به سخره گرفته میشوند که قرار اس جلوی شرق و غرب عالم علم اسلام را بر افراشته نگه دارند ٬ هشت نفری که یکی از آنها به هر حال قرار است فرد اول اجرایی این بوم باشد در مقابل ملیونها بیننده دست انداخته شدند و ملتی خندیند و ضرقامی دلش خوش بود که اخلاق انتخاباتی رعایت میشود.

این همه علتی جز مدیریت بسته جناب رییس و البته استفاده ابزاری و نمایشی از جریانهای صاحب فکر نمی تواند باشد. هر چه انسان بی مغز تر و بی بته تر حتما ابراز عبودیت برای غیر خدا خواهد داشت و سازمان ضرغامی پر است ادمک هایی که خط قرمزشان جناب رییس است و حتما از این مجموعه حرف اسلام در نمی اید و فقط اتلاف بیت المال را در پی خواهد داشت.


۳ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۰ خرداد ۹۲ ، ۲۱:۳۶
امضا محفوظ

با شروع زمزمه های انتخاباتی در سال گذشته جریان پایداری از ابتدا سه گزینه جلیلی، لنکرانی و فتاح را به عنوان کاندیداهای اصلی خود معرفی کرد و در نهایت بعد از جلسه این سه نفر در نوروز و عدم تمایل جلیلی برای حضور در انتخابات و همچنین نپذیرفتن فتاح، لنکرانی کاندیدای منتخب پایداری شد.

آیت الله مصباح یزدی نیز لنکرانی را گزینه اصلح دانست و در مورد ایشان گفت:« من در پیشگاه الهی شهادت می دهم که در بین کسانی که کاندیدا شده اند برای انتخابات ریاست جمهوری اصلح از همه جناب آقای دکتر باقری لنکرانی است و امیدوارم این شهادت برگه زرینی در نامه 80 ساله عمر من باشد»

با توجه به حمایت این چنینی، حجت بر لنکرانی تمام شده بود و وی در انتخابات ثبت نام کرد. لنکرانی در کنار جوان بودن و تجربه کافی چند ویژگی خوب برای انتخابات ریاست جمهوری داشت اما با آمدن جلیلی به عرصه انتخابات لنکرانی این را بر خود فرض دید که از صحنه خارج شود و پس از جلسه چند ساعته با جلیلی در بیانیه ای اعلام کرد:« همه ما موظفیم هم‌صدا و همگام در برابر فتنه‌آفرینی فتنه‌گران و انحراف منحرفان قیام کنیم و نگذاریم این انقلاب برخلاف وصیت امام رضوان‌الله تعالی علیه به دست نااهلان و نامردمان بیفتد. قبلا هم گفته بودم حضور من در این انتخابات گفتمانی است و رقابت درون گفتمان انقلاب اسلامی را ناصواب می‌دانم. بر همین اساس ضمن تشکر از همه عزیزانی که در سراسر کشور نسبت به این جانب ابراز محبت و بزرگواری نموده‌اند به خصوص دانشگاهیان ، نخبگان ، خانواده‌های معظم شهدا و ایثارگران ، علمای اعلام و به ویژه حضرت علامه آیت‌الله مصباح یزدی دامت برکاته ، با توجه به حضور قطعی برادر انقلابی و مومن جناب آقای دکتر جلیلی ، با کسب نظر مشورتی از جبهه پایداری انقلاب اسلامی ، برای دفاع از گفتمان امید ، عدالت و استقامت ، اینجانب با انصراف از داوطلبی در این دوره از انتخابات ریاست‌جمهوری ، حمایت خود را از جناب آقای دکتر جلیلی اعلام می‌دارم.»

آیت الله مصباح بعد از کنار کشیدن لنکرانی مدتی سکوت کردند و سه روز پیش فرمودند:«بنده و دوستان جبهه پایداری شناختی که نسبت به آقای لنکرانی داشتیم نسبت به آقای جلیلی نداشتیم، لذا اظهار نظر را تا بررسی‌های بیشتر به تعویق انداختیم. با توجه به تحقیق‌ها، بررسی‌ها و مشورت‌ها، به نظر می‌رسد که ایشان در اصول و مبانی ضعف ندارد و در مواردی مانند پایبندی به دین، عشق به ولایت، جدیت در اجرای احکام و اهتمام به ارزشهای اسلامی، بیش از حد نصاب را دارد.» اکنون سعید جلیلی گزینه نهایی جبهه پایداری است و این جریان حمایت رسمی خود را نیز دو روز پیش از این کاندیدا اعلام کرد اما در مورد وی نقاط ابهامی وجود دارد که باید بدان پاسخ داده شود:

1)لنکرانی در دی ماه و چند ماه پیش از قطعی شدن کاندیداتوری اش در «میز انتخابات ریاست جمهوری» اتحادیه انجمنهای اسلامی دانشجویان مستقل در پاسخ به این سوال که آیا احتمال دارد گزینه نهایی پایداری و دولت یکی شود گفت:« پایداری با دولت گزینه مشترکی نخواهد داشت». وی بعدها اعلام کرد اگر دولت از کاندیدای پایداری اعلام حمایت کند، پایداری برائت می جوید و این را بعد از کاندیداتوری خودش نیز تکرار کرد. این موضوعی است که امروز برای جلیلی تکرار شده است؛ در چند روز گذشته جریان های اصلاح طلب برای مخالفت با جلیلی او را گزینه نهایی دولت می دانند و با پیوند جلیلی و جریان انحرافی در حال تخریب وی هستند؛ حال باید دید جلیلی نیز همچون لنکرانی حاضر هست صریحا بگوید "اگر دولت یا جریان انحرافی از من حمایت هم بکند من از آنها برائت می کنم" شایان توجه است که در انتخابات سال 88 نیز میرحسین موسوی که با نام «نخست وزیر امام» پا در عرصه انتخابات گذاشت بعد از حمایت حزب مشارکت و سازمان مجاهدین متحمل انتقادات فراوان شد اما وی اعلام کرد که از حمایت همه جریان ها استقبال می کند، این در شرایطی است که از دلایل ریزش آرا او در همان ابتدای کار را حمایت این جریان ها و عدم برائت موسوی از آنها می دانند که بعدها نیز زمینه ساز انحطاط وی را به همراه داشت. سعید جلیلی با برائت از جریان انحرافی یک بار برای همیشه هم خاطر علاقه مندانش را جمع می کند و هم سبد آرایش را بدون ریزش نگه خواهد داشت.

2)در یک سال گذشته جریان های دانشجویی بویژه اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان مستقل گفتمان «پیشرفت در سایه عدالت از مسیر مقاومت» را تبیین کرده اند و این باعث شد که حرف تمامی کاندیداها برای انتخابات این دوره دعوا بر سر این سه مولفه و یا حداقل داعیه داری یکی از این سه ضلع گفتمان انقلاب اسلامی باشد. در این بین سعید جلیلی «مقاومت رمز پیشرفت» را گفتمان انتخاباتی خود قرار داده است اما فراموش کرده است که نگاه گفتمانی تنها به گفتن شعار های کلی و گفتمانی ختم نمی شود، چه آنکه حلاجی های لازم را تاکنون جنبش دانشجویی انجام داده است و آنچه از این به بعد برگ برنده کاندیداها خواهد بود ارائه برنامه بر اساس این گفتمان است.

3)نکته دیگر پیرامون جلیلی افرادی هستند که قرار است همراهان او در دولت آینده اش به شرط رأی آوری اش باشند. لازمه نگاه گفتمانی داشتن استفاده از تمام ظرفیت گفتمان مطروحه است و در این بین نخبگان مبلغ و مجری گفتمان «پیشرفت، عدالت و مقاومت» مهمترین رکن پیاده سازی این گفتمان هستند اما شایعاتی در خصوص فضای بسته اطراف جلیلی که محدود به اساتید دانشگاه امام صادق(علیه السلام) می باشد موجبات نگرانی را فراهم کرده است البته جلسه با نخبگان اقتصادی که چند روز پیش توسط سعید جلیلی برگزار شد نوید بخش باز شدن این حلقه داشت اما آنچه که لازم است فضا دادن به همه ظرفیت های این گفتمان است. معرفی تیم های اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و... جلیلی می تواند راهگشای شناخت هر چه بیشتر وی و گفتمانش باشد.

4)برخی از اطرافیان جلیلی معتقدند که جلیلی نباید به هیچ حزب، گروه و جریانی وابسته باشد و این باعث کاهش رأی وی خواهد شد اما اینها از این نکته مغفول مانده اند که عدم وابستگی به حزب، گروه و جریان خاص سیاسی به معنای کنار گذاشتن کار تشکیلاتی نیست چه آنکه بدون یک حرکت سازمان یافته تشکیلاتی نمی توان توقع یک خروجی گفتمانی مناسب داشت؛ از طرفی پذیرش و استقبال از حمایت گروه ها و جریان ها لزوما بد نیست بلکه اگر نگاه جبهه ای به مسائل داشته باشیم باید تمام این گروه ها و دسته ها و جریان ها را حول یک محور یا همان گفتمان جمع کنند.

..............

پ ن: مطلبی بود پرمغز از دوست خویم اقای دیانی نویسنده وبلاگ مسیر

۱ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۰۸ خرداد ۹۲ ، ۰۹:۴۳
امضا محفوظ



به عزت و جلالم قسم ناامید میکنم امید بنده‌ای را که امیدش به غیر از من باشد...


.............
پ.ن: حدیث قدسی از حضرت ایت الله مجتهدی ٬ پیر متقی دوست داشتنی
پ.ن: حدیث فوق تجربه شده است
۰ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۰۵ خرداد ۹۲ ، ۰۰:۱۱
امضا محفوظ

همایش اتنخاباتی دکتر جلیلی یک عدد ره آورد خوب برای بنده داشت و آن هم این بود که بر بنده ثابت شد که شناختم از کوتوله وزارت علوم احمدی نژاد اشتباه نبود.

این اقا که با انحراف معظم بسته بوده اند و در تروبج جریان های دور از فرهنگ انقلاب در دانشگاهها و در فشار گذاردن جریانهای انقلابی و البته انقلابی نمایی ید طولایی دارند ؛ با مشاهده پسی هوا در ناحیه انحراف میخواهند دگرباره خود را به جریانهای ارزشی بچسبانند

چه می کند این شهوت قدرت

حضور عده ای در همایش انتخاباتی دکتر جلیلی


........................

پ ن: نمی دانم چرا یاد بخشنامه احمقانه وزارت علوم در خصوص انتخابات افتادم

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۳ خرداد ۹۲ ، ۲۰:۳۷
امضا محفوظ

از اولش هم معلوم بود که ماجرا چیست!

همه برای یکی ٬ یکی به جای همه

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ خرداد ۹۲ ، ۱۵:۳۲
امضا محفوظ

نوشتن خوب است.

نوشتن موجب می شود تا مطالب در ذهنت منظم گردد و تو می توانی بفهمی که چقدر نفهمی؟

نوشتن این فایده را دارد که تو احساس می کنی چیزی هستی و چیزکی در کیسه داری تا به دیگران ارایه کنی و مایه رشک و قبطه ماسوالله گردی.

نوشتن هر چه دلت خواست نه تنها اشکالی ندارد بلکه خوب هم هست منتها این نکته باید رعایت گردد که هرچه دلت خواست را نمیشود به هرکه دلت خواست نشان دهی؛ بسا نوشته هایی که اگر خودت دوباره و در اینده با آن مواجه شوی از آن براعت جویی.

چندی است دستم به نوشتن نمی رود٬ در درونم دنیایی از حرف و سوال است ٬ تا پیش از این خیال می کردم به خاطر کیبرد غیر فارسی است که حال نوشتن ندارم اما این نوشتار فرض فوق را نقض می نماید.

دلم میخواهد به وزارت علوم فحش دهم که دم انتخاباتی این بلایای اخر ترمی را سرمان در اورد یا اینکه درباره فیلم خوب ملکه چیزی بنویسم و یا اندکی در باب انتخابات بلند بلند فکر کنم ؛ شاید هم مطلبی پیرامون مسله سوریه در دلم مانده و البته استراتژی های فرهنگی دولت آینده هم بد نیست راجع اش تفکری نماییم و . . .

اما ترسی از عمق جان مانع است٬ 

کیبرد غیر فارسی بهانه است؛ میترسم

از اینکه بنای کجی را در ذهنی پدید اورم و یا اینکه خود را بیشتر از انچه هستم بنمایانم؛ اینها چیزهای ترسناکی است که در هول و ولای انتخابات هم ترسناک است.

از این عصر بی حرمت می ترسم٬ می ترسم از ازمیان رفتن مرزها٬می ترسم از آپارتمان٬ خودرو٬ طیاره. میترسم از رسانه خواندن و فلسفه جستن. می ترسم از اینترنت٬ موبایل٬ ماهواره.

قسم به قلم که دیگر از قلم هم میترسم. 

گاهی دلم می خواهد چوپان باشم؛ در دشت و جنگل همراه موجوداتی معصوم و به دور از خطراتی ترسناک که هر لحظه هستی مان را هدف می گیرد.

ای کاش من هم یک چوپان بودم



.....................

پ.ن: ادامه مطلب خوب است.

۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۱ خرداد ۹۲ ، ۱۷:۰۳
امضا محفوظ