تفکرات بلند بلند

تفکری در باب هویت_-فقط اگه خدا کمک کنه-_

تفکرات بلند بلند

تفکری در باب هویت_-فقط اگه خدا کمک کنه-_

خواستم بگویم کیستم و کجایم؛ دیدم اصلا مهم نیست، مهم اینست که او هست.
خواستم بگویم چه کاره ام و چه کرده ام؛ دیدم هیچ نکرده ام، هرچه کرده او کرده.
خواستم بگویم . . .
چه بگویم؟
اصلا چرا بگویم؟
هرچه بود گفتیم و حال اوست که باید بر کشته هایمان باران رحمت بباراند.
فقط یک دغدغه
هویت، گمشده امروز بشریت؛
شاید به زعم من
دعابفرمایید

طبقه بندی موضوعی

آخرین نظرات

  • ۲۴ دی ۹۲، ۲۳:۴۰ - مصطفی گرجی
    تندرو

پیوندهای روزانه

درد

دوشنبه, ۲۳ مرداد ۱۳۹۱، ۰۱:۴۵ ق.ظ

امشب تمام جـــــان و تنم درد می کنـــــــد      اصلا زبـــــــان حرفــــــــــــ  زدنم  درد می کنــــد
این دل اگر شبانه بمیـــرد عجیـــــب نیست       شبــــها همیشه  غمــــــکده ام درد می کنــــد
گر دلبــــــــــــری زکار خط خوشش نبود پس      چون من ننالم از این جان که همی درد می کند
گر پرسی از همان همه هجری که زهر شد      این را بدان که عشق من اکنون درد می کنـــــد
{یک نیمه شب از عاخرین روزهای مرداد 91}

امضامحفوظ
......................................
پ.ن: دعو شاعری نداریم ولی این زا نمی شد عیان نکرد! فقط  دعا بفرمایید که بسی محتاجم.
موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۱/۰۵/۲۳
امضا محفوظ

نظرات  (۲)

خوبه جای دیگرت درد نمی کند
پاسخ:
:))))))))))))
زیباست...خصوصا دو بیت اول...

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی