تفکرات بلند بلند

تفکری در باب هویت_-فقط اگه خدا کمک کنه-_

تفکرات بلند بلند

تفکری در باب هویت_-فقط اگه خدا کمک کنه-_

خواستم بگویم کیستم و کجایم؛ دیدم اصلا مهم نیست، مهم اینست که او هست.
خواستم بگویم چه کاره ام و چه کرده ام؛ دیدم هیچ نکرده ام، هرچه کرده او کرده.
خواستم بگویم . . .
چه بگویم؟
اصلا چرا بگویم؟
هرچه بود گفتیم و حال اوست که باید بر کشته هایمان باران رحمت بباراند.
فقط یک دغدغه
هویت، گمشده امروز بشریت؛
شاید به زعم من
دعابفرمایید

طبقه بندی موضوعی

پربیننده ترین مطالب

آخرین نظرات

  • ۲۴ دی ۹۲، ۲۳:۴۰ - مصطفی گرجی
    تندرو

پیوندهای روزانه

۴۰ مطلب با موضوع «حدیث نفس» ثبت شده است

دقیقا مشکل از اونجا شروع میشه که فکر میکنی خیلیت خیلیه! 

خیال میکنی با یه نوت، یه پست وبلاک ، یه مقاله ، یه فیلم حتی شدی ته تاثیر گذار!!

نه عزیزم از این خبرا نیست، میخوای باورت شه  چار روز ول کن این مسخره بازیا رو تا ببینی هیچ اتفاقی نمی افته!!

امتحان کن


امضامحفوظ


...................................

پ.ن: هیچ کاری با تقوا اندک نیست (حضرت مولا)

۷ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ مرداد ۹۱ ، ۱۳:۳۶
امضا محفوظ

امشب تمام جـــــان و تنم درد می کنـــــــد      اصلا زبـــــــان حرفــــــــــــ  زدنم  درد می کنــــد
این دل اگر شبانه بمیـــرد عجیـــــب نیست       شبــــها همیشه  غمــــــکده ام درد می کنــــد
گر دلبــــــــــــری زکار خط خوشش نبود پس      چون من ننالم از این جان که همی درد می کند
گر پرسی از همان همه هجری که زهر شد      این را بدان که عشق من اکنون درد می کنـــــد
{یک نیمه شب از عاخرین روزهای مرداد 91}

امضامحفوظ
......................................
پ.ن: دعو شاعری نداریم ولی این زا نمی شد عیان نکرد! فقط  دعا بفرمایید که بسی محتاجم.
۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ مرداد ۹۱ ، ۰۱:۴۵
امضا محفوظ
خداییش جمهوری اسلامی هیچ چی نداشت همین که رسانه ملی شب قدر احیا پخش میکنه خودش یه دنیاست

حتی تر همین که روزی ۳ وعده اذان داریم!

افلا تتفکرون؟


امضامحفوظ

۴ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ مرداد ۹۱ ، ۱۵:۰۵
امضا محفوظ
بچه که بودم خیال می کردم بزرگ شدم زشتی ها را فراموش می کنم

هر چه بزرگتر می شوم میبینم زیبایی ها کمتر یادم می ماند


امضامحفوظ

۶ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ تیر ۹۱ ، ۱۳:۲۱
امضا محفوظ
بچه که بودم همیشه فکر میکردم میتونم حریف زبون بابابزرگم بشم.
امروز فهمیدم چه کودک خامی بودم!

امضامحفوظ

۵ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ تیر ۹۱ ، ۱۲:۰۵
امضا محفوظ
بچه که بودم همیشه می خواستم مثل شهید چمران بشم

الان که به پشت سرم نیگا می کنم می بینم خیلی تنبل تر و بی اراده تر از اونم که بهش فکر کنم حتی!

امضامحفوظ


............................

پ.ن: سالروز پر کشیدنش گرامی

۹ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ خرداد ۹۱ ، ۱۴:۰۹
امضا محفوظ
بچه که بودم فکر می کردم وقتی عکس می گیرن هر کس که نور فلاشه دوربینو می بینه  تو عکس میفته 
الان که فکر می کنم میبینم هرکی نبینه بهتر میوفته


امضامحفوظ


پ.ن: حداقل چشاش قرمز نمیفته!

۴ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ خرداد ۹۱ ، ۲۱:۰۸
امضا محفوظ
بچه که بودم فکر می کردم منو این همه خوشبختی محاله!

الان فهمیدم بچه بودم فکر می کردم خوشبختیو میشناسم!


امضامحفوظ

۷ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ خرداد ۹۱ ، ۰۴:۵۹
امضا محفوظ
بچه که بودم تصمیم گرفته بودم ماشین دار که شدم هر هفته برم کوه!
الان فهمیدم چه تصمیم بچگانه ای گرفته بودم!

امضامحفوظ

۵ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ خرداد ۹۱ ، ۰۱:۱۶
امضا محفوظ

بچه که بودم همیشه به اینا که دیر زن می گیرفتن تو دلم می خندیدم!
الان فهمیدم بچگی مضحکی داشتم!


امضا محفوظ

.......................................
پ.ن: بنا به درخواست اورشلیمممم!

۵ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ خرداد ۹۱ ، ۱۰:۵۶
امضا محفوظ