سلام اقای خوب من اشنایی خیلی برا من
انگار یه جا دیدمتون شاید تو خواب بودید با من
رهبر پاک و ناز من غریب شدی اخه دیگه
هیچکی نمیشنوه دیگه مولای خوبش چی میگه
مظلومیت هات شبیه مولام علی اقاجون
اونقده درد کشیدی که شدی تو ایوب زمون
استخون توی گلوت میدونم ازارت میده
بازم سکوت کن اقاجون مهدیت خودش جواب میده
دشمناتون از هر طرف همگی ریختن سرتون
انقدر دعا نکن بری تورو خدا نرو بمون
دشمن و دوست مثل کوفه همه شدن خنجر پشت
سبز و سفید و سرخ اقا بودن انگشتای یه مشت
مشتی که اسمش اقاجون استکبار جهانیه
مظلوم کوفیه جدید بازم مولامون علیه
اون روز اگه جلو چشاش به ناموسش لگد زدن
امروز جلو چشم شما تو گوش مردم میزدن
ببخش اگه یه دونه یار شبیه قنبر نداری
یه سینه ستبر مث جان پیمبر نداری
زخم زبون و تهمتا از همه دردا بدتره
جمارانم چاه شماست اونجا هوا سبکتره
.......................
پ.ن: سخن کز دل براید لاجرم بر دل نشیند دلنوشته ای از یک دوست عزیز خطاب به سید القائد سید علی خامنه ای