تفکرات بلند بلند

تفکری در باب هویت_-فقط اگه خدا کمک کنه-_

تفکرات بلند بلند

تفکری در باب هویت_-فقط اگه خدا کمک کنه-_

خواستم بگویم کیستم و کجایم؛ دیدم اصلا مهم نیست، مهم اینست که او هست.
خواستم بگویم چه کاره ام و چه کرده ام؛ دیدم هیچ نکرده ام، هرچه کرده او کرده.
خواستم بگویم . . .
چه بگویم؟
اصلا چرا بگویم؟
هرچه بود گفتیم و حال اوست که باید بر کشته هایمان باران رحمت بباراند.
فقط یک دغدغه
هویت، گمشده امروز بشریت؛
شاید به زعم من
دعابفرمایید

طبقه بندی موضوعی

آخرین نظرات

  • ۲۴ دی ۹۲، ۲۳:۴۰ - مصطفی گرجی
    تندرو

پیوندهای روزانه

کیستی ما

يكشنبه, ۲۴ دی ۱۳۹۱، ۱۲:۰۵ ق.ظ
همیشه وقتی یک داستانی میخوانم و یا یک فیلمی میبینم خودم را جای ان نفر اول میگذارم و میشوم ابر قهرمان ماجرا و کلی با خودم حال میکنم. مثلا وقتی "زورو" رو میدیدم خودم را مگذاشتم جای "دون دیگو" و میشدم حامی بیچارگان یا وقتی خوشه های خشم رو میخوندم می شدم آن "جاد" بلاکش بیچاره که هزار و یک بدبختی سرش آمده؛ حتی در کودکی تر هایم می شدم "ملوان زبل" و " زبل خان" و مادر را عاصی می کردم. این اخری ها هم شده بودم "مختار ابو عمره ثقفی" ،انتهای بصیرت و حامی ولایت!!

فکر کنم ادمها غالبا این طور باشند ، اگر اینطور نباشند که این همه رمان فروش نمی رفت و این همه فیلم و سریال و کارتون تولید نمی شد، اصلا چه کسی دوست دارد "گروهبان گارسیا" یا " بوشوگ" باشد؟ از مخیله ی چه کسی عبور می کند که "سلیمان بن صرد خزاعی" است یا اینکه دارد نقش"عبید الله بن زیاد را در تاریخ تکرار میکند؟!

همه ی ما امام حسین (علیه السلام) و ابولفضل العباس(سلام الله علیه) نباشیم دیگر "حبیب بن مظاهر" و در بدترین حالت "حر" هستیم در خیالمان! غافل از اینکه "خر" هم نیستیم! آن هم از نوع "شرکی" اش.

این همه رویا پردازی باعث شده تا از واقعیت زندگیمان فاصله بگیریم و خواسته هایمان و اعمالمان متناسب زمان و مکانمان نباشد و در یک کلام بصیرتی در کاسه نداشته باشیم.

تازگی ها که به خودم و زندگی ام می نگرم خیلی به یاد "عبید الله بن زیاد" می افتم!!!

مردی در تردید ابدی و مذبذب

بد بخت بیچاره همش فکر میکرد می تواند وسط ماجرا را بگیرد باپای خیس نشده دل به دریا زند. زهی خیال باطل؛ آخر الامر هم شد انچه و انکه نباید می شد، بدبخت و بی آبروی دنیا و آخرت، بیچاره همه اش خیال می کرد

خلاصه کلام؛

گرفتاریم، به جان عزیزتان در این روزهای قشنگ بهاری مسلمین برای هم دعا کنیم، اماممان "حر" می خواهد و "مسلم بن عوسجه" نه "خر" و " عبیدالله بن زیاد"

امضامحفوظ

........................................

پ.ن: عزیزی ایمیلی فرستاد که در آن به گوشه ای از صحبتهای رهبری اشاره شده بود . این مطلب بیان شده بود که ما در عصر ظهوریم و یا حداقل در عصر مینه سازی و پیچ بزرگ تاریخی قرار داریم، بلند بلند به فکر کشته خویش افتادم و هنگام درو

پ.ن2: آقامون 19 دی 91:: اگر شما توانستید پیروز شوید ، به آن نقطه‌ى موعود برسید، آن وقت مسیرتاریخ عوض خواهد شد؛ زمینه‌ى ظهور ولىّ‌امر و ولىّ‌عصر (ارواحنا لهالفداء) آماده خواهد شد ؛ دنیا وارد یک مرحله‌ى جدیدى خواهد شد. این بستهبه عزم امروز من و شماست، این بسته به معرفت امروز من و شماست

پ.ن3: خیلی دوست داشتم "مردی در تبعید ابدی" میشدم، درست مثل شخص اول رمان "نادر ابراهیمی"

نظرات  (۴)

خوبه که از خیال بیایم بیرون و واقعیت ها رو ببینیم....
سلام .
حاجی مطلب جدید گذاشتم اگه وقت داشتی سر بزن....
شایدمردی درتبعیدابدی شخصیت جدیدی باشدامابرای من همان هویتی ست که ازابتدادرگوشه ای اززندگی که نمیدانم کجاهستم پرتابم کردوهنوزبه دنبال خودم می گردم.....
مابدین درنه پی حشمت وجاه آمده یم.....
پاسخ:
سلام
حتما رمان مردی در تبعید ابدی را مطالعه فرمایید
داستان زندگی صدرالمتالهین ملاصدرای شیرازی است و بسیار شیرین و خواندنی

سلام

این دومین باربود که به من پیشنهادشداین کتاب رامطالعه کنم وبازمن به یادسختی تبعیدگاهم افتادم، منظورمن ازشخصیت جدید،ناآشنایی بنده نبود،بلکه غریبی آن شخصیت درفضای حال بود،

وشایدآشناترین به من بود،...........

پاسخ:
سلام علیکم
پوزش به دلیل برداشت اشتباه بنده

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی