تفکرات بلند بلند

تفکری در باب هویت_-فقط اگه خدا کمک کنه-_

تفکرات بلند بلند

تفکری در باب هویت_-فقط اگه خدا کمک کنه-_

خواستم بگویم کیستم و کجایم؛ دیدم اصلا مهم نیست، مهم اینست که او هست.
خواستم بگویم چه کاره ام و چه کرده ام؛ دیدم هیچ نکرده ام، هرچه کرده او کرده.
خواستم بگویم . . .
چه بگویم؟
اصلا چرا بگویم؟
هرچه بود گفتیم و حال اوست که باید بر کشته هایمان باران رحمت بباراند.
فقط یک دغدغه
هویت، گمشده امروز بشریت؛
شاید به زعم من
دعابفرمایید

طبقه بندی موضوعی

آخرین نظرات

  • ۲۴ دی ۹۲، ۲۳:۴۰ - مصطفی گرجی
    تندرو

پیوندهای روزانه

تنهایی

دوشنبه, ۲۰ شهریور ۱۳۹۱، ۰۷:۲۱ ب.ظ
در این عصر یخبندان تنهایی، دلی را ارج می نهند که با هله های زخرفی زمینی شیشه نازک تنهایی خیالش را به سنگ نخوت نکوبد.

دلی شایسته جمعیت است که بر هر جمعیتی مروارید های غلتان امیدش را نمایان ننموده باشد؛ یقین سرنوشت محتوم بشری این است که تنها با تنها ترین تنها، تنهاییش را ملغی کند و لتسکونوا الیها که تنها، تنهایی تن ها را منتهی می سازد شاید تنقلات کودکانه ای باشد تا برای شروع مسیر.

هر چند نبرد هایی شوق انگیزند که شروعشان پایان باشد.

امضامحفوظ

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۱/۰۶/۲۰
امضا محفوظ

نظرات  (۴)

۲۰ شهریور ۹۱ ، ۲۰:۰۱ سید مهدی موسوی
یه معشوقه هم نداریم که عاشقش باشیم و بعد شکست عشقی بخوریم و بعد شاعر بشیم.../ داستان هامون هم دیگه انگار یه چیزی کم داره، قبل از اینکه منتشر بشه میره توی سطل آشغال.../ ای بابا زندگی ما داریم؟
پاسخ:
سید عزیزم پیر شدی ، نمی خوای ما رو شیرینی خور کنی عایا؟
شهریور های عجیب
غم های زیاد
لبخند های کم
شهریور های عجیب و من چقدر دلم برای شمعدانی های لب پنجره
تنگ شده
برای چای خوردن در هوای تو
برای انکه خودم باشم و خودت
حالا گرمای دستت کم شده
یا کمرنگ
نمیدانم
اما من این ماه را به خاطر تو دوس دارم
حتی با سختی هایش
چقدر غریب شده ام میانه ی این همه نبودنت
شهریور های عجیب
میانه ی نبودنت
میانه ی بودنم
چه زود گم میشوی و چه دیر پیدا
خدای من...
پاسخ:
مرد را دردی اگر باشد خوش است . . .
۲۱ شهریور ۹۱ ، ۰۰:۲۷ راه آهن تا تجریش
یکبار پیاده با پرم از یکی از همین تپه ها ی کردان بالا می رفتیم که از من پرسید:نمی خواهی ازدواج کنی گفتم :چه عجب یکبار حرف ما از دهان بابا بیرون آمد .گفتم مشکل مالی دارم.با خنده به من گفت :مهم نیست
گفتم عجب ،پس میشه رو کمک شما حساب کرد،گفت اره ولی من رو کمک بابام حساب نکردم،این اره یعنی نه...نه ...نه

حالا شما هم
لتسکنوا خوبه الی کی اش مهمه شیطون
۲۱ شهریور ۹۱ ، ۰۰:۲۹ راه آهن تا تجریش
غلط های نظر قبلی:پدر به جای پر،کردان یه جایی باصفا نزدیک کرج،

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی